جاده ی آرامش

من از شلاقِ افکار تهی بر خویش میترسم...

آخرین پستِ سال95

#دکتر_فرهنگ_هلاکویی


اینکه ما معابد خود را محترم و مقدس میدانیم و معابد دیگران را جاهلانه، به این دلیل است که در معابد خود با احساس وارد میشویم و در معابد دیگران با عقل.


میخوام پستو با کنکوریا شروع کنم 
کنکوری عزیزی که از وضعت ناراضی هستی ومیگی سال آینده میشینم، بذار خیالتو راحت کنم
تو اگه مرردی تو اگه واقعا میخوای درس بخونی ،خب همین 4ماهو بخون ،فووقش قبولم نشدی برا سال آینده ات آماده تری
حاضری 4ماه تلاش کنی؟
نه
خب وقتی 4ماه تلاش نمیکنی که حداقل نصف کتابارو.جمع کنی، چجوری میخای12ماه تلاش کنی؟
ببین گلم خودتو.گول نزن... این راهی که تو دااری میریو من دارم برمیگردم
الان نمیفهمی،همینجور ک من نمیفهمیدم... ولی خیلی سخته سنت هی بره بالا و رفیقاتو ببینی ک هر کدومشون دارن دانشگاه خاص خودشون درس میخونن و تو هنوز موندی پای تنبلیات
اینایی میگمو جدی بگیر...روزی میرسه میبینی کسایی ک حتی قبوولشون نداشتی فقط با تلاش کردن،رسیدن ب بهترین رشته ها.
یروزی میرسه ک با دیدن قیافشون دلت میگیره و میری تو اتاقت زار زار بحال خودت گریه میکنی
آره اون روزا دور نیستن ازت،خیلی نزدیکن ،نزدیکتر از اونچیزی ک فکرشو کنی
روزیو تصور کن ک رفیقات گروه میسازن که همه پیش هم باشید،میری توی گروهو.میبینی همشون ب اونچیزی ک میخاستن رسیدن، حتی میبینی بعضیا در حد بعضی رشته ها نبودن،ولی الان دانشجوی.همون رشته ان،  میبینی کسایی ک تا دیروز سرِ اینکه کدوم اول بهت سلام کنه دعواشون بود، حالا بخاطر اینکه بجایی نرسیدی حتی جواب سلامتم نمیدن
پس تلاش کن،با جووووون و دل تلاش کن که به جایی ک حقته برسی 
نذار حسرت بخوری ، آسون از دست نده عمرتو

ببین رفیق
تو هر درسی وهرمبحثی ک میخونی انگار داری یه بار از روی.دوشِ کنکور برمیداری، پس سعی کن بارتو ناقص برنداری ، اگه قرار30%باری که روی دوش کنکور هستو برداری،پس واااقعا بدونه هیچ ناخالصی اون 30 درصد رو کامل بردار
مبحثیو یاد نگرفتی نگو میذارم بعدا میخونم، من اینجا بهت اطمینان میدم که هیچ بعدنی وجودنداره
امروز یک اسفنده ، اینقدزمان مزخرف میگذره و اینقدر مزخرف تر ما میگیم ازفردا ،ک خودمونم گیج شدبم هدفمون چیه
بی رودروایستی بهت میگم، اگه تلاش.نمیکنی پس الکی جو نده، الکی ادای کنکوریارودر نیار ،الکی انتظار رتبه ی تاپ نداشته باش، میدونی چرا؟ یکلام چون بهش نمیرسی 
با تنبلی کسی ب جایی جز ب فنا ،نرسیده 
فک نکن پشت کنکور تشستن و کتابا و جزوه های رتبه های برتررو داشتن ، معجزه میکنن
ن رفیق،تواگه  تلاش نکنی، توو مریخ هم ک ببرنت،هیچی نمیشی

وقتی خودت درس نمیخونی بهونتو نکن مدرسه
طرف، تا 2ظهر مدرسه بود، مدرسه اش هم عادی بود، توی یه شهر عادی با معلمای عادی تر، قسم.میخورد میگفت من از مدرسه ک میومدم دیگه نمیخوابیدم فقط درس میخوندم تا 2-3شب 
روزایی میرفت مدرسه میگفت حداقلش 8ساعتو میخوندم حتی اگه شب نمیخوابیدم...نتیجه اش هم گرفت رتبه اش شد  400

حالا شما بشین بگو واای خب خنگ بوده اینقد میخونده و شده400، نه عزیزم اونی ک برا آینده اش تلاش کنه خنگ نیس، خنگ کسیه که فکر میکنه زندگی بچه بازیه

خیلیاتونم الان دارید میگید پایه ی قوی داشته از مهرخونده از تابستون خونده وووو
ینیی کلا دنبالِ بهونه ای که نخونی، هر قدرم برات مثال بزنم آخرش،یچیزی میگی ک خودتو قانع کنی ک اون خاص بوده وفرق داشته
پشت کنکور نشستن فقط اسمش قشنگه ، ولی وقتی هر سال همون.تنبلیاتو تکرار کردی و هرسال پشت کنکور نشستی و هیجی نشدی میفهمی حرفم چیه

الان میری تو.گووگل سرچ میکنی،آیا از چهار ماه مانده ب کنکور میتوان موفق شد...انگار گووگل غیب میگه
اگه بگه بله میشع...خوشحال میشی و میگی خب خداروشکر پس میشه،بعد دوباره میری دنبال خوشیات ،باز یه ماه دیگه همینو سرچ میکنی ببینی جوابِ گووگل چیه ؟ باز جوابش مثبته باز میری دنبال خوشیت و....
خب اگه قراره اینجوری پیش بری، توصد ماهم ک داشته باشی هیچی نمیشی :)
ولی اگه بخای تنبلیوبذاری کنار وتلاش کنی یه ماهم ک مونده باشه میتونی معجزه کنی

دیگه دستِ خودته،تلاش کردی خودت در آینده نونشومیخوری
تلاشم نکردی ک خودت چوبشو میخوری و کسیم برات دلسوزی نمیکنه چون کسی ک برا.خودش ارزش قایل نباشه، بقیه.هم ارزشی براش قایل نمیشن :)
حالام هی بشین بهونه بیار وای ننم ایطوریه وای بابام اوطوریه واای دندونم میخاره واای چرا کسی منو درک.نمیکنه و ازین قبیل بهونه ها 
ولی آخرش،موقعی نتایج میاد، حاظرم برات قسم بخورم ک اولین نفری ک سرزنشت میکنه خودتی، اولین کسی ک میگه خب سر وصدا بود گوشاتو.میگرفتی خودتی
اولین کسی ک بهت میگه خداکنه آدم بخاد بخونه وگرنه توپو تانکم ک بزنن اون ب خوندنش ادامه میدع خودتــــــــــی
قدر لحظه هاتونو بدونید و خودتونو ب خودتون ثابت کنید
ومن الله توفیق :))
+++دوستای بیانی عزیزم ،یه مدت نچندان کوتاه میخام از نت دور باشم ،نمیخوام دو ماه دیگه حسرت بخورم
نمیخوام شده باشه یه ماه مونده ب کنکور ومن نه راه پس داشته باشم ن راه پیش، قول میدم از حداکثر توانم استفاده کنم :)

میخوام انشالله با دست پر برگردم:)

هوای خودتونو خوبیاتونو داشته باشید
تابعد خدانگهدارتون
^_^
*******اگه آدزسی چیزی خواستید عوض کنید حتمااااا بهم آدرس جدیدتونو بدید :)) وب و  مطالبتونم تا برمیگردم نترکونید^__^ 
۱۳ نظر ۶ موافق ۰ مخالف

رفاقت:)


در پی این پست من منم  ، منم دلم کشید یه پست برا دوستای مجازی بذارم
دوستایی ک خیلییی وقتا از صد تا دوست توی دنیای حقیقی برات واقعی ترن
کسایی ک بی منت جواب سوالاتو میدن و بیی منت راهنماییت میکنن
کسایی ک اگه حالت خوب نباشه مدام جویای حالت میشن
دوستای مجازی من کسایی ان که اینقدر قلبشون مهربونه ک برا کسی ک حتی یبارم ندیدنش دعای سلامتی میکنن

دوستای مجازی ینی تو دلت از یجا دیگه پره و میای حرفا وشوخیای فاطمه رو خیلی جدی میخونی ، آخرشم مثه بی جنبه ها کلی دعواش میکنی و میری و فک میکنی فاطمه بد درموردت برداشت کرده و برداشت بدشو ب بقیه هم گفته:)) 
دوست مجازی  ینی فاطمه ک میدونه حرف بدی نزده ولی شامشو با بغض میخوره، ینی کسی ک خیلی دوست داشتنیه ،کسی ک دلت میخاد از پشت گوشی بری بغلش کنیو ازش عذر بخوای بخاطر رفتار بچگانه ات و بگی خیلی دوست دارم 
ینی سحر ک قسم میخوره فاطمه قصدش شوخی بوده و تو بد برداشت کردی و همش نگرانه ک یوقت خودشم باعث ناراحتیت نشده باشه:) ، سحر ینی یه دوست مهربون و دوست داشتنی کسی ک همه جوره پشت رفیقاشه

دوست مجازی ینی حورا که سال کتکور تا جااایی ک میتونست حالتو خوب میکرد براادامه دادن وب هدفت رسیدن ینی یه رفیق مهربون ک اولین بار ک زنگ زد.گوشیت فک کردی مزاحمه و قطع کردی:))ینی ساعت1شب با هم حرف بزنیمو مسخره بازی در بیاریم یتی یه دنیا حس خوب:)
ینی توتو ک بعضی وقتا دوست داری دعواش کنی بگی بیشتر بخون ،ینی کسی ک اگه درس نخونی بخودت میاردت :) 
ینی لیمو با اون قلب مهربونش:)
دوستای مجازی ینی کسایی ک مثل یه خواهر برات خواهری میکنن دقیقا مثه پست قبل :) 

دوست مجازی ینی همتون،شماهایی ک دلتون خیلی مهربونه و واقعا دوستتون دارم :)
اسم خیلیاتونو نیاوردم چون پستم خیلی طولانی میشد ولی خیلی بیادتونم و خیلی ممنونم بخاطر وجودتون :)

+بابت دعاهاتون واسه ی سلامتی مامان بزرکم خیلی ممنونم :) انشالله همیشه سالم باشید ، از اقا متینم ممنونم ک توی پستشون از دوستانشون خواستن برا مامان بزرگم دعا کنن:)


۶ نظر ۷ موافق ۰ مخالف

خواهر:)

خواهر ک داشته باشی ،انگار یه صندوقچه ی بزرگ داری ک میتونی هرقدر دلت میخاد توش رازهاتو بریزی بدون اینکه به بیرون منتقل بشه

خواهر ک داشته باشی،حتی حرفایی رو ک به مادرت نمیتونی بزنی،ب خواهرت میزنی

خواهرا همیشه دلسوز همن،حرفای همو میشنون و همو درک میکنن

شاید بعضی وقتا توی سر و.کله ی هم بزنیم ،ولی هوای همو بیشتر از هرکسی داریم

با ناراحتیای هم ناراحت میشیم و توی خوشحالیای هم ازصمیم دل شادی میکنیم


خواهر ینی تا وقتی من هستم، نیازی نیست رازتو به بقیه بگی

خواهر ینی بهم اعتماد داشته باش و بدون که جواب اعتمادتو خواهم داد

خواهر ینی،اگه نباشی بدون تو قلبم ضعیف میزنه


خواهر داشتن ینی ارایش کردنای الکی و رقصای دسته جمعی با هم 

خواهر داشتن ینی یه دنیای قشنگ، بدونِ ریا، بدونِ دروغ بدونِ دورویی:)


۵ نظر ۴ موافق ۰ مخالف

توهمِ بچگانه

همیشه تصورم از زمانِ پیریم مثه این عکسه هس، ک کلی شنگولمو رسالتمو توی این دنیا انجام دادم، و دارم کیف دنیامو میبرم
همیشه فکر میکنم که توی پیری هم جوونم و سرزنده، مریض نمیشم، سالمم ، همه دوستم دارن 


ولی امروز تصورم بهم ریخت، یه مامان بزرگ شنگول و.گوگولی دارم که تو دلِ همه میشینه با اون دندونای خرگوشی وپوست سفیدش :(:
، کسی ک اگه من یروز بهش زنگ نمیزدم، خودش زنگ میزد و احوالمو میپرسید و میگفت اینقد درس نخون اگه خدا بخاد قبول شی میشی،دیگه اینقدر درس خوندن ک نمیخاد:) کسی ک رژیم خاص خودشو داشت و شیک زندگی میکرد :(:

 فکر میکنم مامان بزرگمم رسالتشو انجام داده،بچه های خوب تربیت کرده، زندکی سالم داشته وووو
ولی برام سواله که چرا؟
چرا وقتی آدم پیر میشه دلو میزنه؟ چرا دختراش سرِ اینکه مامان بزرگ خونه ی کی بره دعواشونه و همه میخان از زیرش در برن؟ چرا تا وقتی سالم بود همه میخواستنش ولی حالا ک مریض شده همه ترکش کردن؟!

نمیدونم منم در آینده همینجوری میشم؟ یه تیکه گوشت توی ccu؟
کسی ک دیگه نمیتونه حرفای خوشکل بزنه و همه ازش دوری میکنن؟!
کسی که وقتی میرم کنار تختش میگم منم بی بی،آرامم، نمیشناستم!
:'((((
نمیدونم منم پشت دستم یه سوزن بهش وصل میشه و یه دستگاهم ضربان قلبمو نشون میده؟

میدونید چیه؟
زندگی خیلی از اوقات طبق تصوراتمون پیش نمیره، گاهی نباید خیلی به تصورات ذهنیمون تکیه کنیم، گاهی خیلی اتفاقا میوفته ک کنترلش از دست ما وتصوراتمون خارجه...
گاهی هر قدرم بخای پیشگیری کنی، اون اتفاقی ک نباید بیوفته، میوفته:(

خدایا مامان بزرگمو خوب کن خواهش میکنم:(
دلم برا خنده های خرگوشیش تنگ شده :(((
دلم گرفته ، دنیا خیلی بی وفاس ، خیلی زیاد ،خیلی :(
۱۲ نظر ۹ موافق ۰ مخالف

صبا به لطف بگو آن غزالِ رعنا را

بدترین کور، کوری بود ک نمیخواست ببیند

#کوری، ژوره ساراماکو

هفته ی بارونیه قشنگی بود، دوسش داشتم
الانم توی حیاط زیر بارون یه گوشه نشسته بودم، فکر میکردم به همه چی، دوست داشتم با یکی بحرفم 
کسی خونه نبود:/ 
رفتم دیوان حافظو آوردمو ،کلی با حافظ حرف زدمو و درد و دل کردم بعدم بهش گفتم جوابمو بده:))) کتابشو باز کردم این شعر اومد، وصف حالم بود :) 

سینه مالامال درد است ای دریغا مرهمی/ دل ز تنهایی به جان آمد خدارا همدمی
چشمِ آسایش ک دارد از سپهر تیزرو/ ساقیا جامی ب من ده تا بیاسایم دمی
زیرکی را گفتم این احوال بین خندید و گفت/ صعب روزی بلعجب کاری پریشان عالمی
سوختم در چاهِ صبر از بهرِ آن شمعِ چگل/ شاهِ ترکان فارغ است از حالِ ما کو رستمی
در طریق عشقبازی امن و آسایش بلاست/ ریش باد آن دل ک با دردِ تو خواهد مرهمی
اهل کام و ناز را در کوی رندی راه نیست/ رهروی باید جهان سوزی ن خامی بی غمی
آدمی در عالم خاکی نمی آید به دست/ عالمی دیگر بباید ساخت وز نو آدمی
خیز تا خاطر بدان ترک سمرقندی دهیم/ کز نسیمش بویِ جویِ مولیان آید همی

۱۳ نظر ۵ موافق ۰ مخالف

پستی با انرژی های ن چندان مثبت

گاهی سکوت میکنی،

چون اینقدر رنجیدی که نمیخوای حرف بزنی...

گاهی سکوت میکنی،

چون واقعا هیچ حرفی برای گفتن نداری...

سکوت گاهی یک انتظاره و گاهی هم یک اعتراض...

اما بیشتر وقت ها سکوت برای اینه که هیچ کلمه خاصی،

نمیتونه غمی رو که تو وجودت داری توصیف کنه...

و این یعنی همون حس تنهایی!


خسرو شکیبایی


اعصابم خط خطیه -_-
با همه دعوا دارم
مامان خورش بادمجون درست کرده بعد اومده توش زیره ریخته -_- منم نخوردم گفتم نمیخوام، مامانمم چپ چپ نگام کرد و بهم گفت عمه مریم :)))    ( مریم=خواهرِبابام ، خواهرشوهر مامانم )
تا نیم ساعتم فقط با خودش حرف میزد :))))))

از اتاقم بدم میاد، خسته شدم ازش، پر از خستگیه
خیلی پشیمونم ک کتابخونه رفتن رو ول کردم ، ولی دیگه ن راه پس دارم ن راه پیش ،باید همینجا تو اتاقم خودمو محبور به خوندن کنم

از ریل درسخونی بدجوری خارج شدم ، قشنگ نیاز دارم توی یه رقابت مطالعاتی قرار بگیرم،مثلا دانش آموز باشم و استاد بخواد یه امتحان حجیم بگیره و من مث همیشه عالی بخونم ک بیست بشم حتی اگه شده شبم نتونم بخوابم:)

پرده ی اتاقمو میکشم تاریک میشه دلم میگیره، باز میکنم روشن میشه سوزم میگیره -_- خوددرگیری پیدا کردم -_-

دیشب تا 3بیدار بودم، کلا خوابم بهم ریخته ،درسم نمیخونم بااجازتون، دلم برا کتابام تنگ شده :/ 
دیگه امسال سال آخریه ک میشینم پشت کنکور، باید تلاشمو کنم و بچه بازیو بذارم کنار 
واقعا سال ب سال شرایط سخت تر میشه ، آدم داغون تر میشع 

صبا مامان.5:30میاد بیدارم میکنه، بلند میشم ولی نمیدونم باید از کدوم.کتاب شروع کنم،ول میچرخم تا ظهر -_- تا ظهر ساعت مطالعم میشه 1-2ساعت -_- 
فازمو درک نمیکنم ://

اینستا هم که  میرم ، یه خرسی یه خرس دیگه روداده ب یه خرس دیگه و زیر نوشته کادوی ولنتاین-_- 
همینا خوشن بخدا :/
کلا فاز هیشکیو.درک نمیکنم حتی فاز خودمو.:/

متولد اسفند ماهم،ولی چند ساله از اسفند متنفرم چون استرسی بهم میده ک حالت تهوع میگیرم :(

خدایا مغزمو فعال کن، نذار راهو کج برم، کمکم کن امسال راه موفقیت و راه زندگیمو مستقیمِ مستقیم برم :)

++اونایی کنکورین و سالم زندگی میکنن و ب تفریحاتشون میرسن و صد البته توی درساشون موفقن،میشه رازشونو ب ما هم بگن؟
والا ما ک هیچ تفریحی هم نمیکنیم باز روز ب روز افسرده تر و بداخلاق تریم

۲۱ نظر ۶ موافق ۱ مخالف

حرفای دلم

نمیدونم چرا هیچوقت نتونستم آدم خودخواهی باشم، همیشه عقلم پیرو قلبم بود

همیشه دلسوزِ همه بودم الا خودم 

بدیایی ک بهم شده رو زود فراموش میکنم و همیشه میگم تقصیر خودم بوده یا حقو میدم ب طرف

دلم گرفته از خودم ازینکه ارزشی برا.خودم قایل نمیشم ولی بقیه روی چشمم جا دارن

حتی توی دعواها هم باز دلم نمیاد ب طرف مقابلم چیزی بگم، میترسم ناراحت شه ،در حالی ک اونا اصن براشون مهم نیست ک من ناراحت بشم یا نه


+روزا با سرعت میگذرن و من فقط دارم نظاره میکنم گذر زمان و رسیدنِ کنکور رو


+++بخشایی ازین پست حذف شد:)


+++یه لحظه حس کردم ک اگه آدم خدارو داشته باشه هیچوقت ناامید و دلشکسته نمیشه، خدا همیشه میبینه و حواسش بهمون هست 

ازش میخام قلمبو.از شکسته شدن حفظ کنه و ارادمو برای رسیدن به اهدافم چندین برابر کنه :)

*اولین فرصت کامنتا رو.تایید میکنم و ب وباتون سر میزنم :)

۹ نظر ۴ موافق ۰ مخالف

سیلات:)))

ژاپنی‌ها ضرب‌المثل جالبی دارند. می‌گویند: 

اگر فریاد بزنی به صدایت گوش می‌دهند 

و اگر آرام بگویی به حرفت گوش می‌دهند!

 قدرت کلماتت را بالا ببر نه صدایت را! 

این باران است که باعث رشد گل ها می شود نه رعد و برق!!!



اینجانب یک عدد کنکوریه آب کشیده ام ک انگشتانم از شدت سرما سفید شده اند و بی حس میباشند 

رفتم زیر بارون ،هرچی زبونمو آوردم بیرون ک یه قطره بارون بیوفته روش، نیوفتاد ک نیوفتاد:)) هواشناسی گفته شاید سیل ببرتمون :)) شنا بلد نیستم :/ کتابامو نمیدونم چیکار کنم آسیب.نبینن یهو دیدی زنده موندم بعد بدون کتاب چیکار.کنم :/

همه جا اول برف و بارون میاد بعد تعطیل میکنن شهر ما اول تعطیل میکنن بعد همه میشینن دعا میکنن بارون بیاد:)))) اصن یه وضییی:)))

+جاتون خالی صبی با  خواهرم دعوام.شد، گیس و.گیس کشی داشتیم :))) کلی همو زدیم ، الان هرچی فکر میکنم دلیل اصلیِ دعوامونو یادم نمیاد :||
از بچگی تا الان اینجوری دعوای فیزیکی نداشتیم.:))) تازه وقتی دعوامون تموم شد هر کدوممون رفتیم توی اتاق خودمون دیگه اس ام اسی دعوا میکردیم :)))) الانم خواهرم آشتیه ولی من قهرم :| دلم براش تنگ شده :D

اومدم کلی حرف بزنماا-_- همشو یادم رفت-_- 



۱۷ نظر ۶ موافق ۱ مخالف

خاطره ی رانندگی :)))

اگر مغزِ خالی

مثل شکمِ خالی

سر و صدا می کرد،

انسان،

خیلی عاقل تر از

این ها بود...

"موریس_مترلینگ"


بحث رانندگی شد تو خونه یادم افتاد به موقعی برا گواهینامه میرفتم امتحان میدادم،گفتم بیام براتون تعریف کنم :)))
من هنوز گواهینامه نگرفتم ینی قبول نشدم :| 
سه بار رد شدم دیگه میخواسم برا کنکور بخونم نرفتم :))
+خب بار اول ک رفتم، همه میگفتن سرهنگ "ل" اونایی ک بار اولشونه رو اگه یه اشتباه داشته باشن رد میکنه :))) منم خیلی اعتماد بنفس بالا داشتم همون اولین نفر رفتم سوار شدم :)) ماشینو روشن کردم و همه ی قوانینو رعایت کردم ،موقعی میخواستم از پارک بیارم بیرون خاموش شد ماشین :)))))
منم فک کردم رد شدم -_- کمربندو باز کردم و تا اومدم در رو باز کنم پیاده بشم سرهنک گفت کجاااا؟:))) گفتم مگه رد نشدم؟ گفت نه روشن کن ادامه بده :))) خلاصه سرتونو درد نیارم، بار اول سه بار خاموش کردم و رد شدم :)))

++بار دوم که رفتم ،دیگه اون اعتماد بنفس قبلیو نداشتم ،کذاشتم یه 5-6نفری ک امتحان دادن بعدش من سوار شدم ، خب اینبارم کلا چراغ راهنما نمیزدم.:دی  ینی یادم میرفت :)))  دوبارم خاموش کردم موقع دور دوفرمون :))) بعد سرهنگ بهم گفت خانم شما هرچی زودتر پیاده بشید ب نفع خودتونه :))))))))  
+++ رفتیم بار سوم، توی بار سوم روی خط ممتد بهم گفت دور بزن :))) ک باید اونجا بگیم استثنا، ولی من بلنددد گفتم مستثنی :))) یهو سرهنگه گفت چی؟ من هول کردم خاموش شد -_- و باااز رد شدم :/ 

:))) این بود سرگذشت من 
همینجور ک مشاهده کردید، مشکل از رانندگی من نبود،سرهنگش مشکل داشت:)))

هرکی بخنده سرش میاد گفته باشم :))))))
۲۸ نظر ۵ موافق ۰ مخالف

پَـــخــمه نباش ...پر انرژی باااش :)))

نیما یوشیج چه زیبا گفت :

"فکر را پر بدهید"
و نترسید که از سقف عقیده برود بالاتر
"فکر باید بپرد"
برسد تا سر کوه تردید
و ببیند که میان افق باورها
کفر و ایمان چه به هم نزدیکند
....
"فکر اگر پربکشد"
جای این توپ و تفنگ، اینهمه جنگ
سینه ها دشت محبت گردد
دستها مزرع گلهای قشنگ
......
"فکر اگر پر بکشد"
هیچکس کافر و ننگ و نجس و مشرک نیست
همه پاکیم و رها ...


+دوستااانه کنکوری پس فردا شروع ثبت نام کنکور سراسریه یادتون نره ثبت نام کنید :)))

++عزیزانی که هنوز میگن انشالله از فردا توجه کنن:  فردا دیگه تموم شد 40 روز دیگه عیده لطفا بجنبید برا رسیدن به اهدافتون...اگه هم نجنبید که راهو برا کسایی ک دارن تلاش میکنن هموار تر میکنید..خداخیرتون بده :D

+++وااای که چه حس خوبیه صبح زود بیدار شی و درس بخونی و درس بخونی و درس بخونی...فارغ از همه چی ..فارغ از اینکه لباس دختر خاله بنفشه یا صورتی..اینکه عید ساعت یکه یا پنج ...نمیدونی چه حس خوبیه اون حس رضایته و نمیدونی آخر شب موقعی که ساعت بالای مطالعه ات رو میبینی چقد خستگیت در میره  ^__^

++++اصن میدونی چیه؟ ما زنده به آنیم که آرام نگیریم/موجیم که آسودگیه ما عدم ماست :)

+++++جوری از وقتتون استفاده کنید که انگار یکی 24 ساعته در تلاشه که ازتون بدزدتش:)

++++++اینم یه جمله ی  کلی برا همه : 
خدا از سه تا ویژگی بدش میاد: پر خوری ...پرخوابی.. پرحرفی :)

*مادامی که پارو نزنی، قایق زندگی تو ، یا سرجایش می ماند، یا با هر بادی به بیراهه خواهد رفت، پس تلاش لازمه ی زندگیست
۱۹ نظر ۹ موافق ۰ مخالف
این جغرافیا نیست که جهان سومی بودن را تعیین میکند
آدم ها هستند که آن را میسازند
جهان سوم جا نیست...شخص است
جهان سوم منم.جهان سوم تویی.جهان سوم طرز تفکر ماست نه آن مرز هایی که داخلش زندگی میکنیم
جهان سوم جاییست که مردمش جهان سومی فکر میکنند
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان