جاده ی آرامش

من از شلاقِ افکار تهی بر خویش میترسم...

بی ز تقلیدی نظر را پیشه کن / هم برای عقل خود اندیشه کن

ر|همو پیدا کردم ^_^ البته پیدا بود،ولی خب الان رسما شد همونی ک میخواستم *__*

انگیزه دارم

فول انرژیم

کتابامو چقد دوسشون دارم^____^

حس غریبی دارم، یاد انرژی زیادم سر کلاسای مدرسه میوفتم :))


عاغااااا موفقیت در کمین است :-D

قرار نیست تو.مسیرم شک کنم،چون این مسیر ، عشقه عشق^_^

با اراده پیش میرم

راهیه خودم انتخاب کردم،پس غر زدن و هیچی نداره :)) من ذوق کنان و اشک ریزان ب سمت هدفم روانه میشم ،باشد ک فراگیرمش^__^


خیلی کم میام اما سعی میکنم کنترل شده بیام،چون نوشتن ذهنمو آروم میکنه^_^

مرسی که هستید مهربونا:)


التماس دوعا^.^


پ ن: طبق معمول اولین لایک رو خودم میزنم:-D


بی تو این جاده ها میگن، مقصدی در کار نیست

بین خواستن و نخواستن

بین موندن و ادامه دادن 

بین ادامه دادن و برگشتن ب اول 

بین خیلی چیزا موندم


ندای قلبم آزارم میده 

وقتی دم از این میزنم ک فلان چیز برام مهم نیست، پس چرا باز توی ضمیر ناخودآگاهم وجود داره و روی تصمیماتم اثر میذاره 


شاید نمیدونم چه آینده ای در انتظارمه و همین باعث شده راهیو انتخاب کنم که فکر میکنم آیندمو قراره تضمین کنه

راهی فارغ از علاقه،راهی ک شاید هرگز بهش نرسم


من جام اینجا نیست

امروز مامانو محکم بغل کردم و گریه کردم،اینقد گریه کردم تا سبک بشم 

بهش گفتم زندگیم تباه شده مامان 

گفتم نمیدونم چی میخام، فقط دچار روزمرگی شدم و هر روز بدون هیچ شوقی دارم کارای روز قبول تکرار میکنم مثه یه ربات

حالم خوب نیست و لبخند زورکی رو لبامه


نمیدونم کجای زندگی گیر کردم

کاش خدا میومد در گوشم بهم میگفت راهت اینه و این راهو بگیر و تا تهش برو


میرم بخوابم، دوس دارم وقتی بیدار میشم حالم بهتر باشه

دوس دارم وقتی بیدار.میشم بتونم راهمو تشخیص بدم


++التماس دعا دارم رفیقای همیشه همراهم:)


اولین ها؟ :)))

شایان   و   ایکس تو وبشون از اولین ها که هرگز فراموش نمیشن گفتن:)))


خب منم موافقم بنظرم اولین ها فراموش نمیشن...

البته نکه اولین ها ، بنظرم خاطرات خوب یا بعضا خاطرات بد فراموش نمیشن مگر اینکه ب مرور کمرنگ بشن 

اما بهترین ها قطعا میتونن جایگزین مناسبی برای اولین ها باشن :)))

(یکم.فلسفی شد تامل لطفا :-D )


:)

بیا توی این هوای خنک بریم یجای دنج ، توی باغ 

بین درختا یه قالیچه پهن کنیم و دراز بکشیم


چه آرامشی داره اینجا  نه؟ به صدای آروم برگایی ک نسیم داره به رقص و پایکوبی وادارشون میکنه گوش کن:)

 چقدر شادن ، ببین اون برگای منتظری که بی طاقت میشن و تنشونو آزاد میکنن ، چجور بی پروا همراه جریان باد دنبال گمشدشون میگردن...کاش که ب موقع برسن


آسمون امشب چقدر ستاره داره ،حتما اونام مهمونی دارن:)

انگار روی یه پارچه ی مخمل مشکی،اکلیل نقره ای پخش کردی و بهش نور میتابونی:)


ستاره ی چشمک زنو میبینمو جوابشو با لبخند میدم:)

 وقتی بچه بودم میگفتم توی آسمون ستاره ی چشمک زنی ک از همشون بزرگتره مال منه:) هرشب ب آسمون خیره میشدم ک ببینم ستاره ی منم امشب اومده یا ن:)


  لک های صورت ماهو ببین:)) 

تو هم شکل فانوسو میبینی توش؟ :)

ببین اونجا ، اونورم شبیه ابر شده میبینی ؟؟ 


تو هم یه ستاره انتخاب کن و امشب باهاش حرف بزن، فک کن ک تا قبل از طلوع،ستاره ات حرفا و خواسته هاتو میبره پیش خدا

ستاره ای انتخاب کن ک بیشتر بدرخشه و سیگنالهاش قوی تر باشه:) 


نسیم خنک میخوره ب صورتمون، چشمامونو میبندیم

 نفس عمیقی میکشیم و  ب سکوت شب گوش میدیم



+آرامش و لبخند ،سهم دل همتون:)

وسعت غم‌های ما را نیست مرزی آشکار

ما آدما خیلی جالبیم

وقتی یچیزیو میخوایم تمام تلاشمونو میکنیم که بدستش بیاریم

وقتی بدستش آوردیم،به داشتنش بی تفاوت میشیم، برامون یچیز عادی میشه مثه بقیه چیزای اطرافمون 


۱ ۲
چنان دل کندم از دنیا که شکلم شکل تنهایی ست
ببین مرگ مرا در خویش که مرگ من تماشایی ست

در این دنیا که حتی ابر نمی‌گرید به حال ما
همه از من گریزانند تو هم بگذر از این تنها

گره افتاده در کارم به خود کرده گرفتارم
به جز در خود فرو رفتن چه راهی پیش رو دارم

رفیقان یک به یک رفتند مرا با خود رها کردند
همه خود درد من بودند گمان کردم که همدردند

شگفتا از عزیزانی که هم آواز من بودند
به سوی اوج ویرانی پل پرواز من بودند

Designed By Erfan Powered by Bayan