جاده ی آرامش

من از شلاقِ افکار تهی بر خویش میترسم...

زندگی مجردی

دیگه کم کم ب زندگی مجردی دارم عادت میکنم

دیگه اون بی تفاوتیای گذشته رو ندارم

شاید باور نکنید ولی توی همین چند رور کلی بزرگتر شدم

ن اینکه خودبخود عاقل تر شده باشم ،بلکه موقعیتا و شرایط مختلفی ک پیش میومد منو عاقل تر کرد 

روی یسری مسایل ک حساس نبودم فهمیدم باید بشدت حساس باشم

شخصیتم مستقل تر شده ، رودروایستیم کمتر شده و...

امیدوارم این ۴ سال یه شخصیت خوب و مستقل از من بسازه:))


+هیچ آشنایی و ترک کردنی بی حکمت نیست ، توی همه اش کلی راز نهفتس ک با گذر زمان متوجه تک تکشون میشی، خوشالم ک اکثر آشناییام با ادمای خوبه ،خوشالم ک دوستای خوبی کنارم دارم

خوشالم برا داشتن کسایی ک وااقعا دوسشون دارم😊



این روزا دارم غذا میپزم، برنامه ریزی میکنم ک هر تایمی رو برای چی اختصاص بدم:))
دارم منظم تر میشم

گرچه هنوز همون دختر پر شر و شورم و گاهی ب خودم میگم بابا تو دیگه دانشجویی یکم عاقل تر باش😅
ولی خب هرچیزی ب جای خود😉😂
کلی برنامه دارم ک باید بهشون برسم :))

بشدت معتقدم ک ‏یه کاری اگه ۹۹/۹۹ درصد مطمئنی انجام میشه 
 قبلش اونو به کسی بگی ۱۰۰درصد انجام نمیشه.👌




صابخونه

صابخونم ادم خوبیه خیلیم هوامو دارن کلا خونواده ی خوب و مهربونین 

اما یکم رو مخمن حس میکنم تا یکم بهشون رو میدم یا مهربون رفتار میکنم میخوان سوار سر ادم بشن یا اینکه دیگه همش میچسبن بهت 😑

خب منم حال و حوصله ی این رفتارا رو ندارم😑😑😑


بقول "مهربون" باید برخورد کنم باهاشون و اگه جایی رفتارشون مورد پسندم نبود بگم فلانی من خوشم نمیاد اینجور میکنی 🤷‍♀️

بالاخره باید بفهمن اینجور فک میکنن من خوشم میاد 🤷‍♀️



سرماخوردگی :))

گلوم درد میکنه و ابریزش بینی دارم

دارم گل گاوزبون درست میکنم با دونه ی(تخم🤔😂) به و نبات:))))))


درست شد بفرمایید :))))))


شانس:))))

یه حسینیه نزدیک خونمه هر شب شام میدن 

امشب قبل از اینکه برم اونجا داشتم برنامه ریزی میکردم ک تا اخر محرم نیازی نیس دیگه ناهار درست کنم 😂😂😂

یهو زن صاب خونم گفت فردا اخرین شبه دیگه 😂😂😂

منو میگید؟ وا رفتم😂😂😂😂


مودم ^_^

خب اینترنت خونمم درست شد و حالا با خیال راحت کارامو انجام میدم


چیزی ک خیلی رو مخمه شستن لباسام با دسته ک اصلا حوصلم نمیشه بشورمشون 

البته ماشین لباسشویی خوته ی صابخونه هم هست ولی خب خوشم نمیاد لباسامو بدم اونا بشورن ،بنظرم جالب نیس


ظرفامم برخلاف روز اول حوصلم نمیشه بشورم و داره خونه تبدیل به تونه ی دانشجویی میشه واقعا از نظر نظافت 😂

البته سعی میکنم بشورما ولی هی موکول میکنم ب یه وقت دیگه 😂😂😂


الانم چایی درست کردمو دارم ب کلاس روز شنبه فکر میکنم 

مدام از این میترسم ک استاد یه سوالی بپرسه و نتونم جوار بدم ضایع شم :))))


خلاصه ک نمیدونم فردا ظهر چی بخورم 🤔🤔🤔 کاش یکی بیاد برام درست کنه😕😁

۱ ۲
شبهای هجر را گذراندیم و زنده ایم
ما را به سخت جانی خود این گمان نبود

من کیستم از خویش به تنگ آمده ای
دیوانه ٔ با خرد به جنگ آمده ای

دوشینه به کوی یار از رشکم کشت
نالیدن پای دل به سنگ آمده ای
______________________
آدرس کوتاه شده برای بلاگفایی های عزیز

https://goo.gl/pJEAfD
Designed By Erfan Powered by Bayan