جاده ی آرامش

من از شلاقِ افکار تهی بر خویش میترسم...

گاهی...


اشک، سکوت
گاهی چه آرام  صدای شکستن قلبم را میشنوم

گاهی چه غمگینانه در برابر هجوم غم و غصه ها اشک میریزم 

گاهی حرفی میزنیم و خودمان فراموشش میکنیم،اما شاید همان حرف ،همان یک کلمه ،همان لحن صحبت کردنمان ، روحی را چنان آزرده کند ک تمام احساسش فرو.بریزد

گاهی، ممکن است تمام شوی بی آنکه در زمین فرو.روی یا در آسمان ب پرواز در آیی


خیلی سنگین بود ، من برم دو تا چایی بخورم یکمم راه برم بعد بیام بفهمم چی به چیه :)))
:))))) 
آرامم , اسمتو ببین :-) لبخند بزن
لیموی مهربون:)
:)
کی جرات کرده ناراحتت کنه؟ هان؟ 
*.*
فدای رفیق خوفم بشم^_^
هیشکی عزیزم بوس بوس:)
درود بر  بانو آرام  خوش قلم
اشک - سکوت
چه زیبا - چه دخترانه و شجاع
همین که شجاعت اشک ریختن را داشته ای
همین که توان سکوت کردن را داشته ای
...
هرگز تمام نخواهی شد
هرگز
تو در فردای فرداها باران خواهی شد - باران
و می بارای نرم و نازک - بر روی آلاله های شرمگین
لاله های خونین شرمگین
آرام و پراز شجاعت و سکوت
...
سپاس از آمدنت نازنین آرام دل
هزاران باغ گل تقدیم نگاهت - تقدیم قلمت - تندرست و شاد باشی ( آمین)
سلام بانو رضوی عزیز
ممنونم از لطف و محبت و نگاه پر از نگرش مثبتتون ب متنم:)
چقدر کامنتتون شیرین بود و روی لبم لبخند نشوند:)
آرام و پر از شجاعت و سکوت:) انشالله ک فرداها همینطور بشه^_^

سپاس از لطف و آمدن شما:)
لبخند خدا بدرقه ی راهتان
چنان دل کندم از دنیا که شکلم شکل تنهایی ست

ببین مرگ مرا در خویش که مرگ من تماشایی ست


در این دنیا که حتی ابر نمی‌گرید به حال ما

همه از من گریزانند تو هم بگذر از این تنها


گره افتاده در کارم به خود کرده گرفتارم

به جز در خود فرو رفتن چه راهی پیش رو دارم


رفیقان یک به یک رفتند مرا با خود رها کردند

همه خود درد من بودند گمان کردم که همدردند


شگفتا از عزیزانی که هم آواز من بودند

به سوی اوج ویرانی پل پرواز من بودند
______________________
آدرس کوتاه شده برای بلاگفایی های عزیز

https://goo.gl/pJEAfD
Designed By Erfan Powered by Bayan