جاده ی آرامش

من از شلاقِ افکار تهی بر خویش میترسم...

چشم ها بی فایده اند وقتی ذهن کور باشد


در دیاری که در او نیست کسی یار کسی

کاش یارب که نیفتد به کسی کار کسی

هر کس آزار من زار پسندید ولی

نپسندید دل زار من آزار کسی

آخرش محنت جانکاه به چاه اندازد

هر که چون ماه برافروخت شب تار کسی

سودش این بس که به هیچش بفروشند چو من

هر که با قیمت جان بود خریدار کسی

سود بازار محبت همه آه سرد است

تا نکوشید پی گرمی بازار کسی

من به بیداری از این خواب چه سنجم که بود

بخت خوابیده کس دولت بیدار کسی

غیر آزار ندیدم چو گرفتارم دید

کس مبادا چو من زار گرفتار کسی

تا شدم خوار تو رشگم به عزیزان آید

بارالها که عزیزی نشود خوار کسی

آن که خاطر هوس عشق و وفا دارد از او

به هوس هر دو سه روزیست هوادار کسی

لطف حق یار کسی باد که در دوره ما

نشود یار کسی تا نشود بار کسی

گر کسی را نفکندیم به سر سایه چو گل

شکر ایزد که نبودیم به پا خار کسی

شهریارا سر من زیر پی کاخ ستم

به که بر سر فتدم سایه دیوار کسی

شهریار


پنجره ی اتاقمو باز میکنم و چاییمو میذارم روی میز
بیرونو نگاه میکنم و توی افکارم گم میشم
نمیدونم امروز دلگیره یا اینکه من خیلی دلم گرفته
نمیدونم باید ناراحت باشم یا اینکه خودمو با حرفای الکی گول بزنم
گاهی قلب آدم میشکنه از درون ولی خیلی بی صدا اینقدر بی صدا که حتی یه قطره اشک هم از چشماش نمیاد
گاهی فکر میکنی به اینکه مگه من چجوریم که هرر قدر خوبی کنم باز اخر همه طلب کارم هستن
خب اگر من غیرقابل اعتمادم اگر منو قبول نداری پس هیچیتو بهم نگو 
اگه بهم اعتماد نداری پس حرفتو بهم نزن پس چیزیو نشونم نده.پس اصن سمتم نیا

همیشه توی دوستیام با جون و دل رفاقت کردم
همیشه دستمو کردم توی ظرف عسل و کردم دهن طرف
اگه جایی رفیقم ناراحت بود تا جایی که بلد بودم دلداریش دادم..دلقک بازی در اوردم که بخنده .هرکااری کردم و تهش طرف طلب کارم میشد
همیشه احترام گذاشتمو بعد از یه مدت  طرف پاشو از گلیمش دراز تر کرد و برام هار شد
هر وقت اگه کسی دلمو شکست و ناراحتم کرد با اینکه چشمام پر اشک و گلوم پر از بغض بود ، بغضمو قورت میدادمو میگفتم عب نداره ، میبخشیدمش...الکی میخندیدمو حرفای الکی میزدم که فراموشش کنه

در اوج اعتماد داشتن ب طرف مقابلم ازش دروغ میشنیدم ،اما سریع میبخشیدم
 هر وقت قضاوت میشدم  و درموردم فکری میکردن ، میبخشیدم 

همیشه برعکس عمل کردم
اگه کسی دلمو شکوند من عذرخواهی کردم
اگه کسی بهم بدی کرد خودمو مقصر کردم

همیشه انگشت اتهامم سمت خودم بود 
اینقدر خودمو متهم کردم که الان چنان سرد و بی حس شدم که ترجیح میدم برم یه گوشه تنها و با هیچکس رفاقت نکنم
دیگه خسته ام از اینکه خودمو وقف بقیه کنم و اونا دو قورت و نیمشون هنوز باقی باشه
دیگه واقعا خسته ام از همه...


سلام :)
احوال شما ؟
کجایین خبری ازتون نیست ؟
سلام از ما جناب قدح
به خوبیتون شما خوبید؟
سرگشته ی محضیم درین وادی حیرت
سرگردون میگذرونیم
درکت میکنم ... :'(
:(
اراممممم😗😗😗😗😗😗😗😞😞😞😞😞😞
کجایییی خالهههههه 😡😡😡😡😷😷😷😰😰😰😅
سلاااام آرامییییی خوبی خاله جونم:**************************

زیر سایه ات خاله آرامی
ماییم و موج سودا شب تا به روز تنها:)
عزیز دلم 
تو که اینقد خوبی 
هرکس تورو از دست بده خودش ضرر کرده چون ادمایی که بشه بهشون اعتماد کرد ادمایی که بشن همدمت بشن رفیقت 
ادمایی که قصاوتت نکنن توروهرجور هستی بخوان کم هست 
پس کسی که تورو از دست بده بهت پشت کنه خودش ضرر کرده
اون دلتم بیخود گرفته اصندش
من گفته باشما تا اخر عمر بیخ ریشتم؛))))
فدای تو و دل مهربونت بشم
چقد خوبه ادم دوستای عشقی مث تو داشته باشه:)
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
شبهای هجر را گذراندیم و زنده ایم
ما را به سخت جانی خود این گمان نبود

من کیستم از خویش به تنگ آمده ای
دیوانه ٔ با خرد به جنگ آمده ای

دوشینه به کوی یار از رشکم کشت
نالیدن پای دل به سنگ آمده ای
______________________
آدرس کوتاه شده برای بلاگفایی های عزیز

https://goo.gl/pJEAfD
Designed By Erfan Powered by Bayan