جاده ی آرامش

من از شلاقِ افکار تهی بر خویش میترسم...

شهردانشجویی

امروز مامان بابا برگشتن خونه و منو توی شهر دانشجویی تنها گذاشتن

دوس دارم  برم پیاده روی  ولی ب شدت خوابم میاد

ظرفای شاممو نشستم و مدام حس میکنم آب اینجا بوی سیر میده😕😭😂 

اصلا دلم نمیکشه آب بخورم😁

عصر تمام مانتو ها و لباسامو اتو زدم و آویزشون کردم تا چروک نشن

میوه هامو شستم

چای درست کردم 


صبحم ک سه بار توی دانشگاه گم شدم😂

کلاسمونم فقط من بودم و استادمون ک استاد الف بهم گفت تو هم برو بیرون برا خودت بگرد 😂😂😂😹

ولی یادم باشه همیشه بطری آب با خودم ببرم وگرنه از تشنگی میمیرم اینهمه بخوام پیاده روی کنم😹

فردام کلاس دارم و بعدش استراااحت😍تا یکم خستگی این روزا از تنم در بیاد☺


ینی واقعا آب اینجا بو سیر میده؟😥


دوستای گلم کامنتاتونو کامل خوندم و با هر کلمه ای ک از پبام هاتون خوندم هزار بار خدارو برا داشتنتون شکر کردم
معذرت میخوام ک دیر جواب میدم ،علتش هم ضعیف بودن نت گوشیمه
ب محض درست شدن سرعت نت پاسخ همه ی کامنتهاتونو خواهم داد❤
سلام آرام :)
درود
پس اومدی شهر ما ...
بله جناب قدح
چه بامزه:))) موفق باشی عزیزم ایشالا خستگی این سالا حسابی از تنت درمیاد؛))
:)))))

ممنون عزیزم😘
حس میکنم با این حجم از هنرمندیت کم کم باید بفرستیمت خونه بخت:))
هنرمندی ناشیانه البته :))))
مبارکت باشه دانشجوییت آرام^-^
دلم واسه پارسال که گروه زده بودیم تنگ شد-_-
محدثه😲😍😍😍😍😍😍عزیییزممممممممممممممممممم
وای نمیدونی چقد شوکه شدم پیامتو دیدم😘😘
خوبی:))))))

کاش بازم گروه بزنیم😢
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
شبهای هجر را گذراندیم و زنده ایم
ما را به سخت جانی خود این گمان نبود

من کیستم از خویش به تنگ آمده ای
دیوانه ٔ با خرد به جنگ آمده ای

دوشینه به کوی یار از رشکم کشت
نالیدن پای دل به سنگ آمده ای
______________________
آدرس کوتاه شده برای بلاگفایی های عزیز

https://goo.gl/pJEAfD
Designed By Erfan Powered by Bayan